منهاج سراج

69

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

درآمد ، و عبد اللّه جبير را كه امير تير اندازان بود ، شهيد كرد ، و حشم كفار از كمين برخاستند ، و حمزه را شهيد كردند ، و هزيمت بر مسلمانان افتاد ، و سنگ بر روى مبارك مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم زدند ، و دندان مباركش بشكستند ، و رخش خون آلود كردند ، و او در حفره افتاد ، على و طلحه دست مباركش گرفتند و برآوردند ، و شيطان از بالاء كوه آواز داد : آلان محمدا قد قتل ، محمد كشته شد . هند و زنان مشركه ، مسلمانان كشته شده را مثله [ ( 1 ) ] كردند ، و هفتاد تن از مسلمانان شهيد شدند ، و از مشركان بيست و دو تن بدوزخ رفتند ، و مصطفى بمدينه باز آمد ، و درين سال حسن على را ولادت بود ، مصطفى زينب بنت خزيمه را در نكاح آورد ، و ام كلثوم را به عثمان رضى اللّه عنه داد و اللّه اعلم بالصواب . السنه الرابعه من الهجره اين سال را سنه ترقيه گويند ، محمد اسحاق روايت مىكند : كه چون مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم بازگشت از احد ، قومى بيامدند از قبيلهء عضل [ ( 2 ) ] و قاره و معلمان دين التماس نمودند ، شش تن با ايشان نامزد شدند ، عاصم ، ثابت و حبيب و زيد بن الدثنة [ ( 3 ) ] در ميان ايشان ، چون به رجيع [ ( 4 ) ] رسيدند آن طايفه عذر كردند ، و شمشيرها كشيدند ، برايشان حمله كردند ، عاصم ، ثابت و سه يار شهيد شدند ، و حبيب اسير گشت ، و او را بردار كردند ، در ان لحظه از خداى تعالى درخواست ، كه ديدار مصطفى عليه السّلام ببيند ، حجاب از ميان برخواست [ ( 5 ) ] ، از سردار مدينه بر وى ظاهر شد ، و جمال مصطفى بديد ، پس تمام شد ، رضى اللّه عنه . اين آيت در حق ايشان منزل شد : و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة اللّه [ ( 6 ) ] . پس حادثهء بئر معونه افتاد ، و آن چنان بود : كه مصطفى عليه السّلام منذر بن عمرو انصارى را با چهل يار از اصحاب صفه و زهاد بجانب نجد فرستاد

--> [ ( 1 ) ] مثله ، گوش و بينى بريدن و عقوبت كردن ( غياث ) ترجمه اين عبارت طبريست : يمثلن بالقتلى . . . [ ( 2 ) ] اصل : عصل [ ( 3 ) ] اصل : الدسه ، نامهاى اين 6 نفر بقول طبرى و جمهور اينست . ( 1 ) مرثد بن أبى مرثد الغنوى ( 2 ) خالد بن البكير ( 3 ) عاصم بن ثابت بن ابى الافلح ( 4 ) خبيب بن عدى ( 5 ) زيد بن الدثنه ( 6 ) عبد اللّه بن طارق [ ( 4 ) ] اصل : بر جميع ، ولى رجيع آبى بود در حجاز متعلق به هذيل . [ ( 5 ) ] كذا ، باملاى حاضره : برخاست [ ( 6 ) ] قرآن ، البقره 206